جمال الدين محمد الخوانساري

38

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

معلوم خواهد شد ، ودر اين كتاب بجاى « واقع » : « بيّن » واقع شده ، يعنى حكمي ظاهر ، وبنا بر آن مراد ظهور آنست نزد آن حضرت هر چند بر ديگران ظاهر نباشد اگر مراد به « جزع كننده » قاتلان باشد ، واگر مراد جزع‌كننده بر قتل أو باشد پس ظاهرست كه حكم حق تعالى در بارهء هر يك بغير عذاب چيزى نخواهد بود هر چند كيفيت هر يك معلوم نباشد واللّه تعالى يعلم . وممكن است كه مراد باين كلام حكم خصوص عثمان وجزع كنندگان در أمر أو نباشد بلكه مراد اين باشد كه حق تعالى را حكمي است واقع در مطلق منفرد برأي وجزع كننده ، يعنى ببدى آنها ، وغرض تأكيد سابق باشد كه حكم ببدى هر دو شد ، وظاهر اينست كه مؤلف كه اين فقرهء مباركه را بىضميمهء سابق نقل كرده آن را بر آن معنى حمل كرده ومحتاج بنقل سابق آن ندانسته ، وبنا بر اين « بيّن بودن آن نيز چنانكه در اينجا واقع شده » ظاهرست ومحتاج بتوجيه نيست ، زيرا كه بدى انفراد برأي وجزع هر دو ظاهرست ، وكافيست شاهد بر اوّل امر حق تعالى حضرت رسالت پناهى را صلى اللّه عليه وآله بمشاورت ، وشواهد بر دويم محتاج ببيان نيست . وبعضي از شارحان نهج البلاغة حكم خدا را در « مستأثر » و « جازع » بر تقدير حق تعالى بكشته شدن عثمان وكشتن آن قاتلان أو را حمل كرده وگفته كه : در نسبت اين احكام بخدا تنبيهي است بر تبرّى خود از دخول در امر عثمان وقاتلان أو بعد از اشاره بسبب معدّ وقوع آن واقعه كه آن منفردشدن أو برأي وبىصبرى ايشان باشد ، وتكلف وتعسف اين ظاهرست . 7353 للكرام فضيلة المبادرة إلى فعل المعروف واسداء الصّنائع . از براي كريمان است افزونى مرتبهء پيشى گرفتن بسوى معروف واحسان - كردن « 1 » احسانها ، مراد به « كريمان » چنانكه مكرّر مذكور شد مردم گرامى بلند مرتبه است يا أهل جود وسخاوت ، ومراد به « پيشى گرفتن بمعروف واحسان‌كردن

--> ( 1 ) در منتهى الإرب ضمن ذكر معاني « أسدى » گفته : « أسدى اليه نيكوئى نمود بسوى وى » . ودر أقرب الموارد گفته : « سدّى اليه وأسدى أحسن » پس « احسان‌كردن » معنى « اسداء است .